ا
ز کسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد![]() |
ا
نسان هاي بزرگ دو دل دارند : دلي که درد مي کشد و پنهان است ! دلي که مي خندد و آشکار است
ه
ميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست
خ
دايا ! به آنان که ادعاي عاشقي تو را دارند ........ بياموز ... که بزرگ ترين گناه شکستن دل آدميان است
ا
گه تو رو خواستن اشتباهه اگه با تو بودن اشتباهه اگه عاشق تو بودن اشتباهه اگه واسه تو مردن اشتباهه پس تو بهترين و قشنگترين اشتباهه زندگيه من هستي
م
ن مرغ آتشم مي سوزم از شراره اين عشق سرکشم چون سوخت پيکرم چون شعله هاي سرکش جانم فرو نشت آنگاه باز از دل خاکستر بار دگر تولد من آغاز مي شود و من دوباره زندگيم را آغاز مي کنم پر باز مي کنم پرواز مي کنم
م
راقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند
ک
اش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت
*********
ه
يچکس لياقت اشکهاي تو را ندارد وکسي که چنين ارزشي دارد هيچگاه باعث اشک ريختنت نميشود(گابريل گارسيا مارکز 
ط
بق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا ميشه

د
ر صفحه شطرنج زندگي همه ي مهره هاي من مات مهرباني تو شدند و من قلبم را به تو باختم
م
ن از نهايت شب حرف مي زنم من از نهايت تاريکي و از نهايت شب حرف مي زنم اگر به خانه ي من آمدي براي من اي مهربان چراغ بيار و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه ي خوشبخت بنگرم