******
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه بدترين درد اين است يكي بميره . بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته......!!!
******
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی
بال مژگان بلندت را می خوابانی
آن وقت که تو چشمانت
آن جام لب لب از جان دارد را
سوی این سوخته جان می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روی گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می کند ای غنچه ی رنگین پرپر
من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ی ایمان را...در چشمه ی مهر
اهتراز ابدیت را می بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتراز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می گفتی چیست
انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
******
به که باید دل داد؟ به که باید پیوست؟
و به چشمان که باید خندید
به نسیم گذرا به گل اطلسی و یاس سفید
به کبوتر حرم یا به مهتاب خدا ؟
به که باید پیوست؟ به عبور گل سرخ یا به تکرار نگاه
یا صدای نفس چلچله ها
یا به یک برگ خزان دیده ی سرد؟
به که باید دل داد؟ به یکی مرد بزرگ
یا به یک کودک شیطان و شرور
یا به یک نغمه ی شاد
به که باید پیوست؟ به یکی رود زلال
یا به یک رشته ی پیچیده ی کوه
یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ
به که باید خندید؟ به نگاه تر یک پروانه
یا به یک شعله ی مستانه ی شمع یا به یک روشنی تار دل دیوانه
به که باید خندید؟ به که باید پیوست؟
******
در عجبم از مرام این مردم پست
این مردم زنده کش و مرده پرست
تا هست به خفت بکشندش شب و روز
تا رفت به عزت ببرندش سر دست




















*******