******
توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
******
*******
******
سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نيستند که حرکت ميکنند و منظره را عوض ميکنند.
******
در دنياي واقعي عشق مي بايست ممکن باشد کسي که دوست ميدارد نياز دارد که گم شدن وباز يافتن را بلد باشد.(پائلو)؟
******
از راهي نرويد که روندگان آن بسيارند راهي را طي کنيد که روندگان آن اندکند
******
اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد.
******
تو میری ومن فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست
******
یک روز عشقت رو ازت دزدیدم و توی قلبم قایم کردم ولی نمی دونستم واسه پس گرفتنش یک روزی فلبمو میشکنی
******
تموم بچه هامون زير آوار
وفا مرده، صفا مرده، حيا كو؟
شكستن حلقه زنجير ما رو
عمو زنجيرباف! زنجير ما كو؟
بجز دستت همه پل ها شکسته
عمو زنجيرباف! دستاتو وا كن
مي گن وقت دعا وقت غروبه
تو هم با ما بيا امشب دعا كن
چرا دشمن به فكر بچه ها نيس
عمو زنجيرباف! دشمن يه گرگه
مامان مي گه كه حق با مايه ليلا
بابا مي گه خداي ما بزرگه
نخود كشمش كمه، آتيش فراوون
بابا رفته نخود كشمش بياره
درختا تشنه، گلها تشنه، پس كي
عمو زنجيرباف! بارون مي باره؟
درخت بيد مجنونو صدا كن
بگو ليلا دلش بارونيه باز
صداي گريه قانا رو گوش كن
ببين چشماي بارون خونيه باز
******
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه بدترين درد اين است يكي بميره . بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته......!!!
******
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی
بال مژگان بلندت را می خوابانی
آن وقت که تو چشمانت
آن جام لب لب از جان دارد را
سوی این سوخته جان می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روی گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می کند ای غنچه ی رنگین پرپر
من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد
برگ خشکیده ی ایمان را...در چشمه ی مهر
اهتراز ابدیت را می بینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتراز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش می گفتی چیست
انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
******
به که باید دل داد؟ به که باید پیوست؟
و به چشمان که باید خندید
به نسیم گذرا به گل اطلسی و یاس سفید
به کبوتر حرم یا به مهتاب خدا ؟
به که باید پیوست؟ به عبور گل سرخ یا به تکرار نگاه
یا صدای نفس چلچله ها
یا به یک برگ خزان دیده ی سرد؟
به که باید دل داد؟ به یکی مرد بزرگ
یا به یک کودک شیطان و شرور
یا به یک نغمه ی شاد
به که باید پیوست؟ به یکی رود زلال
یا به یک رشته ی پیچیده ی کوه
یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ
به که باید خندید؟ به نگاه تر یک پروانه
یا به یک شعله ی مستانه ی شمع یا به یک روشنی تار دل دیوانه
به که باید خندید؟ به که باید پیوست؟
******
در عجبم از مرام این مردم پست
این مردم زنده کش و مرده پرست
تا هست به خفت بکشندش شب و روز
تا رفت به عزت ببرندش سر دست




















*******

من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعن

*******
![]()
بیا که مرد مردم
تــــو يــــــك ستــــــــاره اي كــــــــــــه؛ بـــــــــراي من سپيـــــــــــــــــــــــــدي
از آســـــــمون آبــــــــــــــــــي؛ بـــــــــــــه قـلب من رسيـــــــــــــــــــــــــدي
تــــــــو اون پــــــــــــــــرنــــــــــــــده اي كه؛ بــــــــــــــــــراي من مياره
خبــــــــــر از آسمونــــــــــــــــها؛ زدشــــــــــــت پـــــــــــــــر ستاره
مــــــن از سحــــــــــــر گــــــذشتم؛ بــــــه نور تـــــــــــو رسيدم
ببـيــــــــــــن چـــــــــــه درد و رنجي؛ زدوريــــــت كشيدم!
ميــــــون بــــــــاد و بــارون؛ تــــــــــرانه از تو خوندم
بــــــــــــــراي دلخوشي هام ؛ ترانــــه اي نخوندم
تـــــــــو لحظه هاي آخـر؛ به داد من رسيدي
ســــرود زنـدگي را؛ به روح من دميدي
بيا كه بي تو سـردم؛ رفيـق آه و دردم
بــــــــــراي بـــــا تـــــــــــو بودن
بيا كه مـــــــــــرد مــــــــردم
بيا كه مـــــرد مــــــــردم
*******

...و چه بی پروا
اوج غرورم را
به مسلخکده ی عشقت کشاندی!
و در آن هنگامه خون و درد
در پوشش طبیبی مهربان
بهر مداوایم آمدی
و ضمادی از فراق
بر کهنه زخم این دل مبتلا نشاندی!
آه؛چه گویمت...؟
که دگر نای گفت و گویم نیست
تنها بشنو
طنین بی صدای شکسته شدنم را
که چه غریبانه
از درون تنهاییم بر می خیزد
و به یاد آرم
آن زمان که می بینی
غنچه ای باران خورده
در شب طوفانی
به شکسته گلدانی دل خوش دارد...
******
اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت
ولی بی لطف و احساست چگونه؟
کنم جان را به قربانت چگونه؟
*****
و خار هایم را از قلب خونین من تغذیه کرده اند![]()
لمس کن ![]()
و بگذار با شکوفه هایی غنچه هایم لبخند شادی![]()
بر لبان تو نقش بندد. ![]()
مرا از شاخه بچین و مانند پروانه ای عاشق پیام عشق مرا بشنو...!
******
دیگز تو را ندیدم دیوار نفرت چه کرد
تقدیر با تو چشمش گویا دعایم نکرد
با گریه آشنام لبخند مرده ای وای
نفرین با دو دستش انگار اشک پرورد
مگر را به روی تقدیر از دست باد ولگرد
پس کو چه شد کجا رفت عطر نسم شبگرد
شب پرده ای بلند است بر چنگ عشق
شاید چه خاک دیوار مهرش به دل شود سرد
شاید ز آه سردم برگ دلش شود سرد
با چاه می گریستم با یاد مرد دردا
در لابه لای این شب انگار نیست یک مرد
من شکوهی نکردم هرگز ز روگامدیگز تو را ندیدم دیوار نفرت چه کرد
تقدیر با تو چشمش گویا دعایم نکرد
با گریه آشنام لبخند مرده ای وای
نفرین با دو دستش انگار اشک پرورد
مگر را به روی تقدیر از دست باد ولگرد
پس کو چه شد کجا رفت عطر نسم شبگرد
شب پرده ای بلند است بر چنگ عشق
شاید چه خاک دیوار مهرش به دل شود سرد
شاید ز آه سردم برگ دلش شود سرد
با چاه می گریستم با یاد مرد دردا
در لابه لای این شب انگار نیست یک مرد
من شکوهی نکردم هرگز ز روگام
بر خاک می نویسم عشق است مایه ی درد
از نرگس دو چشمم خونی می چکید افسوس
دیگر تو را ندیدم دیوار نفرت چه کرد
*******
رفته ای اینک
اما ...
باز می گردی
چه تمنایی محالی دارم!
خنده ام می گیرد
کی بازگردی
******
با من به مان زيبا ترين دور از تو برمن تاب نيست
در عالم عاشقانه تو تصويري از مهتاب نيست
اين گونه سر دادم سخن در محول خود و كهن
هنگام عبد بندگي جزء سوي تو محراب نيست
شمع وجودم آب شد احوال مجنون ياد شد
بي نام تو ليلا ي من كاخ دلم را باب نيست
آهنگ آواز مني شيوايي ساز مني
اكنون كه گفتي با مني ديگر دلم بي تاب نيست

******
این شعر واسه هر کی که عاشق واقعی است کلی مفهوم داره
این شعر واسه هر کی که عاشق واقعی است کلی مفهوم داره
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم
به ۲عالم ندهم لذت بیماری را
دوست دارم

******
همه ی روزگاره پروازم اندوه بود،
بانو مرا قطره قطره دریاب،
در خانه جای سخن نیست،
هیچ کس یورش دل را در خانه ندید،
بانو، من به خانه آمدم و دیدم که عشق چگونه فرو می ریزد
و قلب در اوج رها می شود
مرا دریاب...

******
حق با تو بود پنجره ای باز نمی شود
این چشم سرخ محو تماشا نمی شود
شبگرد کوچه های غزل جار می زند
اینجا دوباره چلچله پیدا نمی شود
طوفان عشق زورق غم شکسته است
یعنی کسی دیگرمسافر دریا نمی شود
بانوی کهکشان وفا گریه می کند
زیرا نسیم ، قاصد گلها نمی شود
افسوس میخورم که غزل واژه های عشق
در کوچه باغ عاطفه نجوا نمی شود
معنای التهاب تو را کشف می کنم
حق با تو بود، فاصله معنا نمی شود

******
دمیدم نور اميدی ز نگاهـت گيـرم
مستی زندگی از چشم سياهت گيرم
هر نگاهت به تنــم آتش تب ميريزد
بوسه ای ده که بدين شعله گواهت گيرم
هر زمان می دهدم چشم تو پيغام وصال
و اين پـيام از نگاه ها به نگاهت گيــرم
گل لب را به نسيم سخنی رنجه مـدار
که هزاران خبر از طرز نگاهت گيرم
می روی در شب ظلمانی ام
تا من از اشک , چراغی سر راهت گيرم

******
این بار حصار کلمات را می شکنم ودلم را به
قاصدک های آواره می بخشم برای از تو گفتن
نیاز به کلام نیست.
از تو که بگویم اشکها بی بهانه از آسمان کلامم می بارند.
واژه ها در رگ سخنم می جوشندو جملات در نوک قلمم به رقص در می آیند.
وقتی از تو می گویم زمین رهایم می کند تا به آسمانی ترین شعرها عروج کنم
و از شاخه ی ( معرفتت یک بیت بچینم باز هم می خواهم از تو بگویم )

******
انگار تا همیشه باید
در پی چشمهای تو ستاره های جاده را سوار کنم
و چه طولانی است
این شبهای بی ستاره ی جاده ![]()
![]()
![]()

******
عمریه ازت شنیدم تو مال منی ..... من مال تو
باورم شد انگاری دنیا بود و صدای تو
دستای گرمت شفای دستای سردم شده بود
نگاهت یه قاب تو ذهن خسته ی من بود
تو خیالم با تو ساخته یه اشیونه
اما تو گریزان از من بی بهونه
لحظه های بی تو بودن شادی نداشت
حاصل با تو بودن واسه من غم و غصه داشت
کاش بدونی بی تو این دنیا رو نمی خوام
یا بیا یا بدون تا ابد جز تو کسی رو نمی خوام
*******
یه زمونی واسه من خدا بودی
از بدیها اون زمان جدا بودی
یه زمون برای افسانه عشق
واسه من اول و انتها بودی
یه زمان دستهای تو پل رسیدن و می ساخت
ذره ذره ی دلم معنی عشق و می شناخت
یه زمون دارو ندارم تو بودی
از تو تنها انتظارم تو بودی
دیگه نیستی اونی که واسش میمردم یه روزی
پشیمونم که چرا دل به تو دادم یه روزی
تو مثه یک موج ساحل من تو رو دریا میدیدم
تو یه کلبه محقر من تو رو دنیا میدیدم
با نگاهی توی چشمات دنیا از چشمم می افتاد
شاید این گناه من بود تو رو اشتباه میدیدم
اگه اون روزی توی چشمات رقص نیرنگ و میدیدم
اگه اوای دروغ توی حرفات میشنیدم
شاید هرگز تو خیالم بتی از تو نمیساختم
شاید هرگز منه ساده دلو اسون نمی با ختم
دیگه نیستی اونی که واسش میموردم یه روزی
پشیمونم که چرا دل به تو دادم یه روزی ![]()
![]()
![]()

******
عجب رسمیه رسم زمونه ![]()
قصه برگ و باد و خزونه
قصه عشق ماهی به دریاست ![]()
قصه عشق و خاک و بارونه
عجب
رسمیه
رسم
زمونه

![]()
******
.....به نام آنکه مجنون را نگهبان سرزمین لیلی کرد.....
تو را همچون ستاره های شب یلدا دوست می دارم و تا سحرگاه
دستانت را عاشقانه درآغوش می گیرم و برایت آواز شادی را سر
میدهم و چشمانت را سر سبزترین گذرگاه وجودم میدانم..!
******
..................:به نام تمد ید کننده ی عشق ها:....................
بر روی شن های ساحل نوشتم...
بر تنه ی سخت درختان نوشتم...
در دفتر یادبود دوستان نوستم...
آب شن ها را شست....
باد درختان را شکست....
دفتر یادبود دوستان پاره شد....
ولی هیچ چیز نتوانست..
نام تو..
یاد تو..
و عشق تو را از یاد ببرم..
![]()
******
هفت شهرعشق................................ شهر اول : نگاه و دلربايي. شهر دوم : ديدار و آشنايي.شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي. شهر چهارم : بهانه،فکر،جدايي .شهر پنجم : بي وفايي...شهر ششم : دوري و بي اعتنايي...شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي....!
******
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
ان چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنم
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی...!
![]()
******
عاشقی که تنها باشه ، توی دنیا نمی مونه
دل عاشق رو شکستن ، شده کار این زمونه....
******
زندگی دشت غم است
شادی اش از روی عیش ماتم است
عمر کوته آرزوهای دراز
کارها بسیار و فرصتها کم است.....!
******
من صبورم اما ..............
به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم
یا اگر شادی زیبایی تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم...........!
من صبورم اما ..............
چه قدر با همه عاشقیم محزونم !
وبه یاد همه خاطرهای گل سرخ مثل یک شبنم افتاده به غم مغمومم.!
من صبورم اما ..............
بی دلیل ازقفس کهنه شب می ترسم
بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تورا از شب متروک دلم دور کند
...........می ترسم!
من صبورم اما ..............
آه............این بغض گران صبر نمی داند چیست...؟
![]()
******
عشق يعني خون دل يعني جفا
عشق يعني درد و دل يعني صفا
عشق يعني يك شهاب و يك سراب
عشق يعني يك سلام و يك جواب
عشق يعني يك نگاه و يك نياز
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني تا ابد فاني شدن
عشق يعني عابد و زاهد شدن
عشق يعني همچو ليلا خون شدن
یا چو مجنون راهی صحرا شدن
عشق یعنی تیشه فرهاد ها
عشق یعنی عالم فریاد ها
عشق یعنی زخم کوه بیستون
عشق یعنی ناله های درد و خون
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی یکه و تنها شدن
عشق یعنی التماس و انتظار
عشق یعنی تا ابد با من بمان...!
******
من ساده فکر میکردم تو همیشه با منی
کاش از اول می دونستم که تو فکر رفتنی!
![]()
******
جوان بودم هوای یار کردم
شدم عاشق چرا این کار کردم
خودم را خسته و بیمار کردم
خودم روز خود را تار کردم .....!
خدایا چرا این کار کردم
غلط کردم هوای یار کردم ..... !
بی تو موندن نمیشه
با تو تا همیشه
تا که هستی بمونم
بی تو هرگز نمیشه
![]()
![]()
******
![]()
******
باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
با جون و دل یارم شوی تا عا شق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیگر بازیگران
اول به دام آرم تورا وانگه گرفتارت شوم
![]()
******
فکر میکردیم عاشقی هم بچگیست...اما حیف این تازه اول یک زندگیست...زنرگی چیزیست شبه یک حباب...عشق آبادیه زیبا در سراب...فاصله با آرزی ما چه کرد...کاش میشد در عاشقی هم توبه کرد
![]()
![]()
******
عبرت چه واژه زيبا اما غريبي است
!شنيدم آنان كه از گذشته خود عبرت نمي گيرند چاره اي جز تكرار آن ندارند و آنجا بود كه فهميدم چرا زندگي ما تكراري است![]()
*****
بر مزار خويش نشسته ام و مي گريم بر روزهايي که بر من گذشته است به ياد مي آورم روزي را که ماندم زير باران ، تنها هم نوا شدم با ابر همراه با آذرخش سوختم و باريدم و آنروز را که يخ زدم در سايه آفتاب سوزان و
... گذراندم بهار را به خزان و سپري شد تابستان به سردي زمستان آري اين چنين گذشت روزگارم به سياهي.![]()
******
با دلي تنگ به جبران گناهي كه نكردم
![]()
******
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
![]()
******
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
![]()
******
این عکسها متعلق به آنجلیکا(یعنی من )می باشد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()