تبليغاتX
بابا لنگ دراز
 
6yojkw9.gif

اتل متل یه مورچه/قدم میزد تو کوچه

اومد یه کفش ولگرد/پای اونو لگد کرد

مورچه ی پا شگسته/راه نمیره نشسته

با برگی پاشو بسته/نمیتونه کار کنه

دونه هارو بار کنه/تولونه انبار کنه

مورچه جونم تو ماهی/عیب نداره سیاهی/خوب بشه پات الهی.......

زندگي کتابي است پر ماجرا هيچ وقت آن را به خاطره يک ورقش دور نيندازيد.

dggg

دوست دارم بميرم و سياه پوشت کنم اما دوست ندارم زنده باشم و فراموشت کنم.

see

در دنيا خواستار سه چيز باش ستاره به مدت يک شب، گل به مدت يک روز ، رفاقت به مدت يک عمر.

wwew

عشق شايد تنها جايزه ي اين روزگار نامهربان است كه براي بردنش نيازي به پارتي نيست !! برايش مهم نيست كه تو "شاهي يا گدا" ! مردي يا زن ! هر چه كه هستي ، باش ! فقط تنها شرطش اين است كه ارزش آن را بشناسي و حرمتش را نگه داري

er

بنویس مهلت موندن، یه نفس بود سهم من از همه دنیا، یه قفس بود بنویس که خیلی وقته، واسه تو گریه نکردم سر رو شونه هات نذاشتم، مثل دستهات سرد سردم

  • ggg
  • نوشته شده توسط anjelica در Wed 9 Jan 2008 |
     
    hooman

    تلخ ترين لحظه ها تو زندگيت رو همون كسي مي سازه كه يه وقتي قشنگ ترين لحظه ها رو ساخته بود

     

     

    نوشته شده توسط anjelica در Mon 17 Sep 2007 |
     

    از کسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد

    انسان هاي بزرگ دو دل دارند : دلي که درد مي کشد و پنهان است ! دلي که مي خندد و آشکار است

    وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه؛ ديوار اتاقش پر عکس ميشه... اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

     

    زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه ..واسه ادامه دادنش هميشه بايد تعادل رو تو همه چيز حفظ و رعايت کني...آلبرت انيشتن

     

    هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

     

    داشتيم تو جاده ميرفتيم که چشمم افتاد به يه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل.......

     

    خدايا ! به آنان که ادعاي عاشقي تو را دارند ........ بياموز ... که بزرگ ترين گناه شکستن دل آدميان است

     

    اگه تو رو خواستن اشتباهه اگه با تو بودن اشتباهه اگه عاشق تو بودن اشتباهه اگه واسه تو مردن اشتباهه پس تو بهترين و قشنگترين اشتباهه زندگيه من هستي

     

    من مرغ آتشم مي سوزم از شراره اين عشق سرکشم چون سوخت پيکرم چون شعله هاي سرکش جانم فرو نشت آنگاه باز از دل خاکستر بار دگر تولد من آغاز مي شود و من دوباره زندگيم را آغاز مي کنم پر باز مي کنم پرواز مي کنم

    اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود مي شود

     

     

    مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند

     

    کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

     

    *********

    هيچکس لياقت اشکهاي تو را ندارد وکسي که چنين ارزشي دارد هيچگاه باعث اشک ريختنت نميشود(گابريل گارسيا مارکز

     hichi

    طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا ميشه

    cdf

    اگه اين روزا حس كردي توي قلبت بجاي صداي "تاپ تاپ "صداي اره و تيشه مياد نترس! مريض نشدي "من دارم توي دلت واسه خودم يك كلبه مي سازم

    tyt

    در صفحه شطرنج زندگي همه ي مهره هاي من مات مهرباني تو شدند و من قلبم را به تو باختم

    dg

    من از نهايت شب حرف مي زنم من از نهايت تاريکي و از نهايت شب حرف مي زنم اگر به خانه ي من آمدي براي من اي مهربان چراغ بيار و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه ي خوشبخت بنگرم

    dfdf

     

    نوشته شده توسط anjelica در Sun 16 Sep 2007 |
     

    هر چند که از ديده ي من گم شده اي ... غمخوار کمک رسان مردم شده اي ... در قصر دلم جواهر عشقم شده اي ... اي خوشکل من شبيه يانگوم شده اي
     

    ******

    نوشته شده توسط anjelica در Tue 11 Sep 2007 |
     

    بوي باران  ; بوي سبزه ;  بوي خاک

     

     

    شاخه هاي شسته ;  باران خورده ; پاک

     

     

    آسمان آبي و ابر سفيد ,  برگهاي سبز بيد

     

     

    عطر نرگس ,  رقص باد  

          

       نغمه شوق

     

     پرستوهاي شاد

     

    خلوت گرم کبوترهاي مست 

     

     

    نرم نرمک مي رسد اينک بهار

     

     

    خوش به حال روزگار


    myspace layouts, myspace codes, glitter graphics
    ايام به کامتان و سلامتيتان برقرار باد
    نوشته شده توسط anjelica در Sun 18 Mar 2007 |
     
     

    نوشته شده توسط anjelica در Tue 13 Mar 2007 |
     

    يک زن
    يک مرد
    بر ريسمان سرخ بلند از برابر هم می آيند
    نزديک ميشوند در تعادل روز و شب
    بادِ عبورشان درهم ميپيچد
    و لحظه ای تعادل خود را از دست ميدهند.

    ديدارِ ناگزير
    شوق درنگ تا گذر آسان شود.
    سينه به سينه دست به دست
    آئينه در برابر خود ميگردد
    و راه در تعادلِ آغوش ميگشايد.

    يک مرد
    يک زن
    يک جای پا که ميماند در روح
    و ريسمان
    خطي که ميدود
    دور زمين

     

    ******

    جسدم

    جسدم را پيچيده اند لاي گريه و زاري
    به موهايت چنگ مي زني
    چنگ مي زنم به خاك
    نگاهش كن! نمي تواند بايستد
    جسد نه
    جسدترم با بيني ام كه از كفن زده بيرون
    تا بوي موهايت را از باد بگيردو بوي جسدم را
    با لباسهايت تكيه داده اي به درخت
    نمي توانم بايستم
    كنارت ميان گريه و زاري
    صدا مي برم به خاك
    تا نشنوم
    درختي با موهاي قرمز و چشمان قرمز و لبان قرمز بگويد
    نگاهش كن، مرده!

     

     

    نوشته شده توسط anjelica در Tue 13 Mar 2007 |
     

    دلم گرفته است

    دلم گرفته است

    به ايوان مي روم و انگشتانم را

    بر پوست كشيده شب مي كشم

    چراغهاي رابطه تاريكند

    چراغهاي رابطه تاريكند

    كسي مرا به آفتاب

    معرفي نخواهد كرد

    كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد

    پرواز را به خاطر بسپار

    پرنده مردني است.

     

    نوشته شده توسط anjelica در Sat 14 Oct 2006 |
     

    سخته گل آرزوهاتو تو باغ ديگران ببيني و هزار بار تو خودت بشکني و اون وقت زير لب آروم بگي گل من باغچه نو مبارک آدم وقتي جوونه سلامتيشو از بين ميبره تا به پول برسه و وقتي که پير شد پولاشو از بين ميبره تا سلامتيشو دوباره بدست بياره.... خوشبختي توپي است که وقتي مي رود به دنبالش مي دويم و وقتي مي ايستد به آن لگد مي زنيم. در جواني به خود ميگفتم شير شير است اگر چه پير بود چون به پيري رسيدم فهميدم پير پير است اگر چه شير بود

    ******

    خواستم هديه اي برايت بفرستم گل گفت مرا بفرست ، با عطرخود او را شاد سازم گفتم اوخودش گل است؛ خار گفت: مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم گفتم او آنقدر مهربان است كه دشمن ندارد؛ بلبل گفت مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم گفتم نه او خوش صداست ناگهان صداي قلبم به گوشم رسيد؛ صداي طپش قلبم بود كه مي گفت مرا بفرست تادوستش بدارم پس با تمام وجود قلبم را به تو هديه ميکنم تا ابد در گرو عشقت باقي خواهد ماند

    نوشته شده توسط anjelica در Sat 14 Oct 2006 |
     

    چه خوش باشد غم دل با تو گفتن
    وزان خوشتر اميد با تو بودن

    *******

    لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه
     است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند.
    ******
     

     

     تا حالا کفشاتو نگاه کردي ؟؟ دو تا عاشق.دوهمراه که بي هم مي ميرن.با
      هم خاکي ميشن,بدونه هم زيره بارون نميرن, کاش آدما هم يه کم از کفشاشون
    ******
    آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي
     ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند...
     و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم.
    ******
      زندگي رسم خوشايندي است ؛ زندگي بال و پري دارد به وسعت مرگ ؛ پرشي دارد اندازهُ عشق – زندگي چيزي نيست ؛ که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود—زندگي حس غريبي است که يک مرغ مهاجر دارد—زندگي سوت قطاري است که درخواب پلي مي پيچد – زندگي گل به توان ابديت- زندگي ضرب زمين در ضربان دلهاست – زندگي هندسه ساده تکرار نفسهاست - هرکجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فکر هوا عشق زمين مال من است
    ******
      يه نفر تو آخرين ثانيه ها از راه رسيد اون با آخرين ستاره، دست مهتابو بوسيد اون ،تو اولين قرارِ عاشقي پيشم نشست اون با چشماي قشنگش غم قصه رو شکست اون همون لحظه رسيد که عاشقي ميخواست بميره اون اومد تا عاشقي رونق بگيره ميدونست لحظه ي ديدار منه ميدونست هنوز ستاره روشنه اون سرِ ساعت عاشقي من، جوونه کرد اون منو عاشق ِ آشيونه کرد اولين قرارِ عشقو تو چشاي اون نشستم آخرين شباي عشقو تو چشاي اون شکستم دل من هنوز نداره اينو باور که قشنگترين بهارم، برسه لحظه ي آخر
    ******
      تنها يک سقوط است که جاذبه زمين مسئول آن نيست فرو افتادن در عشق . - آلبرت انيشتين
    نوشته شده توسط anjelica در Sun 17 Sep 2006 |
     
    عشق از ازليست و تا ابد خواهد بود جوينده عشق بي عدد خواهد بود فردا که قيامت آشکارا گردد هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود .


    ******
     
    زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است
     

    ******
    دواي همه دردها نيكي است ، به شرط آنكه ندانند شما نيكيد وگرنه نخواهند
    گذاشت نيك بمانيد .




    ******
    سادگي را دوست دارم چون با صداقت است هيچ دروغي درآن راه نداردمانندکودکي است که با چشمان معصوم اش به همه نگاه ميکند وبا معصوميت اش هزاران حرف به دنيا ميزند


     
    ******
    صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
    صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
    صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
    نشسته ام تا شايد صدايم كني
    صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني
    ******
    نوشته شده توسط anjelica در Wed 13 Sep 2006 |
     
    سلام

    ممنونم از نظرهایی که می دین  چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاندمن این شعر را به در خواست یکی از دوستان خوب توی وبلاگ گذاشتم

    ولی معنی شعرُ  نمیدونم اگه ممکنه معنی شعر هم در قسمت نظرات بذارین

    با تشکر --آنجلیکا

    چنان با نیک و بد خو کن که بعد از مردنت عرفی مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

    نوشته شده توسط anjelica در Wed 13 Sep 2006 |
     
    4962.jpg

    تنهايي خوب است به شرطي كه در آن آدمي با خداوند دمخور شود نه شيطان. نزديك شدن به ذات خود و پي بردن به توانمندي و استعدادهاي خويش حاصل يك تنهايي عالي خواهد بود
     
    ******
    KS13500.jpg
    همه مي دونيم که براي رسيدن به هر چيزي بايد راهي را طي کنيم که براي پيمودن هر راهي نياز به ابزار راه داريم.براي رسيدن به موفقيت هم نياز به ابزاري داريم.اين ابزار: براي رسيدن به موفقيت نياز به انديشه هاي استوار داريم.
     
    ******
    KS16758.jpg
    خدايا مي خواهم ... توان آن را داشته باشم که ادامه دهم اگر زمانه بر وفق مراد نگشت از نو آغاز کنم زيبايي را ببينم هنگامي که ديگران ناتوان از ديدن آنند مي خواهم... اميد رويايي نو داشته باشم و شکيبا تا روياهايم همچنان ادامه يابد... و خردمند آنگونه که به آينده چشم داشته باشم... *** خط آخر... همه گناهکارند....هيچ کس از خود ما گناهکارتر نيست
     
    ******
    im_j9_6254.jpg
    دوست واقعي اوني نيست که چيزي رو که شما دوست دارين براتون انجام بدهدوست واقعي اونيه که کاري که به مصلحت شماست براتون انجام بدهحتي اگه به ظاهر به ضررتون باشه يا ناراحت شينپس بدون فکر کافي و تامل و تعقل راجع به دوستانتون و کاراشون نظر ندين
     
    ******
    friends.jpg
     
    رئيس سرخ بوستان خداي خودش را اينطور قسم ميدهد:که اي خداي بزرگ به من کمک کن که هر وقت خواستم در مورد راه رفتن ديگري قضاوت کنم قدري با کفشهاي او راه بروم.
    نوشته شده توسط anjelica در Wed 30 Aug 2006 |
     

    خوشبختي بر سه ستون استوار استفراموش كردن گذشته غنيمت شمردن حالاميدوار بودن به آينده

    ******

    اين قافله ي عمر عجب مي گذرد در ياب دمي که با طرب مي گذردساقي غم فرداي حريفان چه خوري پيش آر پياله را که شب مي گذرد
     
    ******
    زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

    زندگی یعنی لطافت گم  شدن در نرمی عشق

                                                      زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق

                                                      رفتن و اخر رسیدن  بر در ابادی عشق

    می توان هر لحظه هر جا عاشق و دلداده بودن

    پر غرور چون اشباران بودن اما ساده بودن

                                                      می توان اندوه شب را از نگاه صبح  فهمید

                                                      یا به وقت ریزش اشک شادی بگذشته را دید...

    *******

    اين کـُوله بار عشقو گذاشتی باز روُ دوُشم
    هيچی نمونده تا من دوباره زيرو روُشم

    آن تير که آن کمان چشم تو رها کرد ،
                ديدی که چه ها کرد
    ديدی که سراسيمه دل از سينه جدا کرد
                ديدی که چه ها کرد
    با خـود دوهزار غصه وُ درد تازه آورد
    ديدی که فقط آمدو يک دَرد دَوا کرد

     خيال نميکردم که تو ،يه روز عزيز من بشی
    از اين خزون بی کـَسی ،راه گُريز من بشی
    به فکر من نميرسيد ،اصلا بدونی عــشـق چيه
    اُونی که دنبال هوس ،يا اُون که عاشقت کيه

    مگه ميَشه تورو ديدو ،به تو از دو رَنگيا گفت
    تورو بايد ديدو بايد به تو از قـَشنگيــا گفت
    مگه ميشه که دُروغ گفت ،به توئی که نازنينی
    تـو خودت ميشناسی عشقو ،هرکجا اُونو ببينی
     
    خيال نميکردم که تو ،يه روز همه کـَسـَم بشی
    با من بی کـَسو غريب ،يه روزی هم قـَسَم بشی
    اصلا نمی اُومد بـِهـِت که عشقو حتی بشناسی
    اما ديدم که مثل تو ،عاشق نميشه هيچ کـَسی

    شبهای درازيست که در خلوت دل بيدارم
    در بَزم غريبانه ای از عشق تو دعوت دارم

     

           

    ******

    نگاه کن که غم درون ديده ام

    چگونه قطره قطره آب می شود

    چگونه سايه سياه سرگشم

    اسير دست آب می شود

    نگاه کن .

     

    تو آمدی از دورها و دورها

    ز ســرزمين عطرها و نورها 

    نشانده ای مرا کنون به زورقی

    ز عاجها , ز ابر هـا , بلورهـا

     

    چه دور بود پيش از اين زمين ما

    به اين کبود غرفه های آسمــان

    کنون به گوش من دوباره ميرسد

    صــدای تــو

     

    صدای بال برفی فرشتــــگان

    نگاه کن که من کجا رسيده ام

    کنون که آمديم تا به اوجها

    مرا بشوی با شــراب موجها

     

    مرا بپيچ در حرير بوسه ات

    مرا بخواه در شبان دير پا

    مرا دگر رها مکن

    مرا از اين ستاره ها جدا مکن

     

    مرا دگر رهــا مکن

    مرا دگر رهــا مکن

     

    ******

    زندگی

           چون گل سرخی است  پر از برگ و پر از عطر و پر از خار

    يادمان باشد اگر گل چيديم

    عطر و خار و گل و برگ همه همسايه ديوار به ديوار همند

    ******

     

    نوشته شده توسط anjelica در Tue 29 Aug 2006 |
     
     
    نوشته شده توسط anjelica در Mon 28 Aug 2006 |
     
     
     

    ******
    آرزو می کنم:
    زندگی مال تو....مرگ مال من
    راحتی مال تو....گرفتاری مال من
    شادی مال تو.....غم مال من
    همه مال تو ولی تو مال من
     
    ******
     
    ******
    Image hosting by TinyPic
     
     
    نوشته شده توسط anjelica در Fri 25 Aug 2006 |
     
    هر از گاهی از عزیزان خودت سوال کن:" چطوری می توانم شما را بیشتر دوست بدارم؟" پایداری روابط پر از مهر و محبت زندگی ات را درخشان می کند.
    دان میگل روییز

    ******

    اگه یه روز رسید که دیگه

    واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی...

    واسه اینکه صدای رعد و برق رو نشنوی گوشاتو گرفتی...

    واسه اینکه بارونو نبینی پنجره ی اتاقتو بستی....

    و اگه یه روز دیگه برف بازی نکردی...

    اون روز روزیه که منو فراموش کردی...

    پس یادت نره  همین الآن برو چترتو واسه تولد یکی که دوستش داری کادو کن و وقتی خواستی هدیه شو بدی بهش بگو:

    اگه یه روز رسید که واسه خیس نشدن زیر بارون چترتو باز کردی

    اون روز روزیه که منو فراموش کردی!!!

    نوشته شده توسط anjelica در Wed 23 Aug 2006 |
     
    منتظر باش اما معطل نشو تحمل کن اما توقف نکن قاطع باش اما لجباز نباش صريح باش اما گستاخ نباش بگو آره اما نگو حتما بگو نه ولي نگو ابدا اين يعني همه چي باش و هيچي نباش

    ******

    توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
    چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره

    ******

    شگفتـــــــا
    وقتي کـــــه بــــود ، نمــــي ديدم
    وقتي مي خــــوانــــد ، نمي شــنـــــيــــدم
    وقــــتــــي ديــــــدم ... کـــه نــــــبــــــود
    وقتي شنــــــــيـــدم ....که نــخــــوانـــــــد

    *******

    نه!نرو!صبر کن
    قرارمان اين نبود
    بايد سکه بيندازيم
    اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم
    اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم
    .....صبر کن سکه بيندازيم
    اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

    ******

    عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ،
    خيال ميکنم آنچه بايد باشم هستم،در حاليکه آنچه هستم نبايد باشم

    ******

    سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نيستند که حرکت ميکنند و منظره را عوض ميکنند.

    ******

    در دنياي واقعي عشق مي بايست ممکن باشد کسي که دوست ميدارد نياز دارد که گم شدن وباز يافتن را بلد باشد.(پائلو)؟

    ******

    از راهي نرويد که روندگان آن بسيارند راهي را طي کنيد که روندگان آن اندکند

    ******

    اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد.
     

    نوشته شده توسط anjelica در Sat 19 Aug 2006 |
     
    ¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
    (¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
    _____****__________**** _______
    ___***____***____***__ *** ____
    __***________****_______***____
    _***__________**_________***___
    _***_____________________***___
    _***_____________ _______***___
    __***___________________***____
    ___***_________________***_____
    ____***_____LOVE!_____***______
    ______***___________***________
    ________***_______***__________
    __________***___***____________
    ____________*****______________
    _____________***_______________
     
    نوشته شده توسط anjelica در Thu 17 Aug 2006 |
     
    آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم من آمده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم

     

    ******

    تو میری ومن فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقیست

    ******

    یک روز عشقت رو ازت دزدیدم و توی قلبم قایم کردم ولی نمی دونستم واسه پس گرفتنش یک روزی فلبمو میشکنی

    ******

    تموم بچه هامون زير آوار
    وفا مرده، صفا مرده، حيا كو؟
    شكستن حلقه زنجير ما رو
    عمو زنجيرباف! زنجير ما كو؟

    بجز دستت همه پل ها شکسته
    عمو زنجيرباف! دستاتو وا كن
    مي گن وقت دعا وقت غروبه
    تو هم با ما بيا امشب دعا كن

    چرا دشمن به فكر بچه ها نيس
    عمو زنجيرباف! دشمن يه گرگه
    مامان مي گه كه حق با مايه ليلا
    بابا مي گه خداي ما بزرگه

    نخود كشمش كمه، آتيش فراوون
    بابا رفته نخود كشمش بياره
    درختا تشنه، گلها تشنه، پس كي
    عمو زنجيرباف! بارون مي باره؟

    درخت بيد مجنونو صدا كن
    بگو ليلا دلش بارونيه باز
    صداي گريه قانا رو گوش كن
    ببين چشماي بارون خونيه باز

    نوشته شده توسط anjelica در Wed 16 Aug 2006 |
     
    زندگي سه مرحله دارد: بي‌اراده متولد مي‌شويم. بي‌اختيار زندگي مي‌كنيم. بدون اينكه بخواهيم مي‌ميريم

    ******

    بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه بدترين درد اين است يكي بميره . بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته......!!!

    ******

    کاش میدیم چیست

    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

    آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می تابانی

    بال مژگان بلندت را می خوابانی

    آن وقت که تو چشمانت

    آن جام لب لب از جان دارد را

    سوی این سوخته جان می گردانی

    موج موسیقی عشق

    از دلم می گذرد

    روی گلرنگ شراب

    در تنم می گردد

    دست ویرانگر شوق

    پرپرم می کند ای غنچه ی رنگین پرپر

    من در آن لحظه که چشم تو به من می نگرد

    برگ خشکیده ی ایمان را...در چشمه ی مهر

    اهتراز ابدیت را می بینم

    بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست

    اهتراز ابدیت را یارای تماشایم نیست

    کاش می گفتی چیست

    انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

    ******

    به که باید دل داد؟      به که باید پیوست؟   

    و به چشمان که باید خندید

    به نسیم گذرا    به گل اطلسی و یاس سفید   

    به کبوتر حرم   یا به مهتاب خدا ؟

    به که باید پیوست؟  به عبور گل سرخ     یا به تکرار نگاه  

    یا صدای نفس چلچله ها

    یا به یک برگ خزان دیده ی سرد؟

    به که باید دل داد؟   به یکی مرد بزرگ   

    یا به یک کودک شیطان و شرور

    یا به یک نغمه ی شاد

    به که باید پیوست؟  به یکی رود زلال    

    یا به یک رشته ی پیچیده ی  کوه

    یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ

    به که باید خندید؟   به نگاه تر یک پروانه      

    یا به یک شعله ی مستانه ی شمع    یا به یک روشنی تار دل دیوانه

    به که باید خندید؟     به که باید پیوست؟

    ******

    در عجبم از مرام این مردم پست

    این مردم زنده کش و مرده پرست

    تا هست به خفت بکشندش شب و روز

    تا رفت به عزت ببرندش سر دست

    ******
    زندگي چيست؟
    زندگي چيست؟
    زندگي خواب خوش خاطره هاست
    زندگي اشكي و از ديده جداست

    زندگي نقش درون كف دست

    درد وامانده ز چوب قسمت
    نقش صد پينه به پيشاني و دست


     
    زندگي در گذر حادثه ها ست
    زندگي آنچه كه مي آيد و چون مي گذرد
    عشق و اميد و وصال

    گذر هفته و سال
    ذكر همه خوبيهاست
     
       زندگي چرخ بزرگيست كه با اشك زمان
          شدت ضربه شلاق و ستم
            آه صد كودك غمخواريتيم

              پا به دل مي نهد و ميگردد
                            پاك
           زندگي
    چون عابر خسته ز راه

    از رهي مي رسد و مي گذرد

     
    گاه ارابه غم

      گاه فانوس شفق
         مي كند رنگ طبيعت خونين
           مي زند رنگ به رخسار زمان

     
    زندگي وصل دو دلدار به هم

    همچو پيوند دو قلب كوچك

    گذر خاطره و گشت و گذار
    سفر از باغ به باغ
    سخن ديده به دل
    خوردن شهد سخن از لب يار


     
    زندگي خواه خوشي خواه بدي

    از رهي مي رسد و مي گذرد

     
    زندگي خنده روي لب ماست

    آنچه او قسمت ما كرد بجاست

     
    بعد از اين فلسفه پردازيها
      مي توان گفت به شيريني قند

         ميتوان بانگ زد اين جمله بلند
           زندگي خواب خوش خاطره هاست

     

    *******

     

     

    نوشته شده توسط anjelica در Mon 14 Aug 2006 |
     
    ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    ¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
    ¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    ¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    ¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    ¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    ¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
    ¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
    ¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
    ¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
    ¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
    ¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
    ¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
    ¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
    ¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
    ¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
    ¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
    ¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
    ¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
    ¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
    ¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
    ¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
    ¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
    ¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
    ¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
    ¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
    ¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
    ¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶
    ¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶
    ¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶
    ¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶
    ¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶
    ¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶
    ¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶
    ¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶
    ¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶
    ¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶

     

     
    دوستای خوبم اگر انتقاد یا پیشنهادی دارید حتما بهم بگید خوشحال می شمImage
 hosting by TinyPic  
     
    نوشته شده توسط anjelica در Fri 11 Aug 2006 |
     
     

    من / عشق

    پاك                  يعني

    سرزمين                      لحظه

    يعني                                 بيداد

    عشق                                     من

    باختن                                                            عشق

    جان                                                                          يعني

    زندگي                                                                               ليلي و

    قمار                                                                                  مجنون

    در                                  عشق يعني ...           شدن

    ساختن                                                                                   عشق

    دل                                                                                       يعني

    كلبه                                                                           وامق و

    يعني                                                                      عذرا

    عشق                                                              شدن

    من                                     عشق

    فرداي                                يعني

    كودك                          مسجد

    يعني               الاقصي

    عشق /  من

     

    عشق                                       آميختن                                           افروختن

    يعني                              به هم        عشق                             سوختن

    چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

    پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

    خون/ درد                                                    بيشمار

     

    عشق                                     من

    يعني                             الاسرار

    كلبه                    مخزن

    اسرار     يعن

     

     

    *******

     

    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دار
    م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
    وستت‌دارم‌
    دوستت‌د
    ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
    تت‌دارم‌ 
    دوست
    ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
    دارم‌
    دوست
    ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دو
    ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دو
    ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوست
    ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌
    دوست
    ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
    دارم‌
    دوست
    ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
    دارم‌
    دوستت‌د
    ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
    تت‌دارم‌
    دوستت‌دار
    م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
    تت‌دارم‌
    دوستت‌دار
    م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
    وستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌د
    وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
    م‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوس
    تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
    ارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌
    دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
    ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
    رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
    ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
    ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
    ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
    دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
    ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
    تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
    وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
    ******

     

    بیا که مرد مردم

    تــــو يــــــك ستــــــــاره اي كــــــــــــه؛ بـــــــــراي من سپيـــــــــــــــــــــــــدي

    از آســـــــمون آبــــــــــــــــــي؛ بـــــــــــــه قـلب من رسيـــــــــــــــــــــــــدي

    تــــــــو اون پــــــــــــــــرنــــــــــــــده اي كه؛ بــــــــــــــــــراي من مياره

    خبــــــــــر از آسمونــــــــــــــــها؛ زدشــــــــــــت پـــــــــــــــر ستاره

    مــــــن از سحــــــــــــر گــــــذشتم؛ بــــــه نور تـــــــــــو رسيدم

    ببـيــــــــــــن چـــــــــــه درد و رنجي؛ زدوريــــــت كشيدم!

    ميــــــون بــــــــاد و بــارون؛ تــــــــــرانه از تو خوندم

    بــــــــــــــراي دلخوشي هام ؛ ترانــــه اي نخوندم

    تـــــــــو لحظه هاي آخـر؛ به داد من رسيدي

    ســــرود زنـدگي را؛ به روح من دميدي

    بيا كه بي تو سـردم؛ رفيـق آه و دردم

    بــــــــــراي بـــــا تـــــــــــو بودن

    بيا كه مـــــــــــرد مــــــــردم

    بيا كه مـــــرد مــــــــردم

    *******

     

    ...و چه بی پروا

    اوج غرورم را

    به مسلخکده ی عشقت کشاندی!

    و در آن هنگامه خون و درد

    در پوشش طبیبی مهربان

    بهر مداوایم آمدی

    و ضمادی از فراق

    بر کهنه زخم این دل مبتلا نشاندی!

    آه؛چه گویمت...؟

    که دگر نای گفت و گویم نیست

    تنها بشنو

    طنین بی صدای شکسته شدنم را

    که چه غریبانه

    از درون تنهاییم بر می خیزد

    و به یاد آرم

    آن زمان که می بینی

    غنچه ای باران خورده

    در شب طوفانی

    به شکسته گلدانی دل خوش دارد...

     

    ******

         اگر روزی رسد دستم به دامانت کنم جان را به قربانت

              

              ولی بی لطف و احساست چگونه؟

             کنم جان را به قربانت چگونه؟

    *****

     

     

    نوشته شده توسط anjelica در Thu 10 Aug 2006 |
     
    مرا از شاخه بچین! 

                             و خار هایم را از قلب خونین من تغذیه کرده اند

                                                         لمس کن 

                             و بگذار با شکوفه هایی غنچه هایم لبخند شادی

                                                  بر لبان تو نقش بندد.

              مرا از شاخه بچین و مانند پروانه ای عاشق پیام عشق مرا بشنو...!

    ******

    دیگز تو را ندیدم دیوار نفرت چه کرد

    تقدیر با تو چشمش گویا دعایم نکرد

    با گریه آشنام لبخند مرده ای وای

    نفرین با دو دستش انگار اشک پرورد

    مگر را به روی تقدیر از دست باد ولگرد

    پس کو چه شد کجا رفت عطر نسم شبگرد

    شب پرده ای بلند است بر چنگ عشق

    شاید چه خاک دیوار مهرش به دل شود سرد

    شاید ز آه سردم برگ دلش شود سرد

    با چاه می گریستم با یاد مرد دردا

    در لابه لای این شب انگار نیست یک مرد

    من شکوهی نکردم هرگز ز روگامدیگز تو را ندیدم دیوار نفرت چه کرد

    تقدیر با تو چشمش گویا دعایم نکرد

    با گریه آشنام لبخند مرده ای وای

    نفرین با دو دستش انگار اشک پرورد

    مگر را به روی تقدیر از دست باد ولگرد

    پس کو چه شد کجا رفت عطر نسم شبگرد

    شب پرده ای بلند است بر چنگ عشق

    شاید چه خاک دیوار مهرش به دل شود سرد

    شاید ز آه سردم برگ دلش شود سرد

    با چاه می گریستم با یاد مرد دردا

    در لابه لای این شب انگار نیست یک مرد

    من شکوهی نکردم هرگز ز روگام

    بر خاک می نویسم عشق است مایه ی درد

    از نرگس دو چشمم خونی می چکید افسوس

    دیگر تو را ندیدم دیوار نفرت چه کرد

                                                                   

    *******

    رفته ای اینک

    اما ...

    باز می گردی

    چه تمنایی محالی دارم!

    خنده ام می گیرد

    کی بازگردی

                                                                                   

    ******

        با من به مان زيبا ترين دور از تو برمن تاب نيست

                                           در عالم عاشقانه تو تصويري از مهتاب نيست 

          اين گونه سر دادم سخن در محول خود  و كهن

                                           هنگام عبد بندگي جزء سوي تو محراب نيست

          شمع وجودم آب شد احوال مجنون ياد شد

                                           بي نام تو ليلا ي من كاخ دلم را باب نيست

         آهنگ آواز مني شيوايي ساز مني

                                           اكنون كه گفتي با مني ديگر دلم بي تاب نيست

                                                                           

                               

    ******

     این شعر واسه هر کی که عاشق واقعی است کلی مفهوم داره  این شعر واسه هر کی که عاشق واقعی است کلی مفهوم داره

     

                گر طبیبانه بیایی به سر بالینم                     به ۲عالم ندهم لذت بیماری را

                                                   دوست دارم

                                               

                 

     ******

    همه ی روزگاره پروازم اندوه بود،
    بانو مرا قطره قطره دریاب،
    در خانه جای سخن نیست،
    هیچ کس یورش دل را در
     خانه ندید،
    بانو، من به خانه آمدم و دیدم که عشق چگونه فرو می ریزد
    و قلب در اوج رها می شود
    مرا دریاب...                            
                                                  
                                                               
                                                      

                                          

    ******

    حق با تو بود پنجره ای باز نمی شود
                                                        این چشم سرخ محو تماشا نمی شود
    شبگرد کوچه های غزل جار می زند
                                                         اینجا دوباره چلچله پیدا نمی شود
    طوفان عشق زورق غم شکسته است
                                                       یعنی کسی دیگرمسافر دریا نمی شود
    بانوی کهکشان وفا گریه می کند
                                                        زیرا نسیم ، قاصد گلها نمی شود
    افسوس میخورم که غزل واژه های عشق
                                                            در کوچه باغ عاطفه نجوا نمی شود
    معنای التهاب تو را کشف می کنم
                                                        حق با تو بود، فاصله معنا نمی شود

                                 

            ******

     دمیدم نور اميدی ز نگاهـت گيـرم

    مستی زندگی از چشم سياهت گيرم

     

    هر نگاهت به تنــم آتش تب ميريزد

    بوسه ای ده که بدين شعله گواهت گيرم

     

    هر زمان می دهدم چشم تو پيغام وصال

    و اين پـيام از نگاه ها به نگاهت گيــرم

     

    گل لب را به نسيم سخنی رنجه مـدار

    که هزاران خبر از طرز نگاهت گيرم

     

    می روی در شب ظلمانی ام

    تا من از اشک , چراغی سر راهت گيرم

      

               

    ******

    این بار حصار کلمات را می شکنم ودلم را به

    قاصدک های آواره می بخشم برای از تو گفتن

    نیاز به کلام نیست.

    از تو که بگویم اشکها بی بهانه از آسمان کلامم می بارند.

    واژه ها در رگ سخنم می جوشندو جملات در نوک قلمم به رقص در می آیند.

    وقتی از تو می گویم زمین رهایم می کند تا به آسمانی ترین شعرها عروج کنم

    و از شاخه ی ( معرفتت یک بیت بچینم باز هم می خواهم از تو بگویم )

              قاصدکهای آواره

    ******

    انگار تا همیشه باید

    در پی چشمهای تو ستاره های جاده را سوار کنم

    و چه طولانی است

    این شبهای بی ستاره ی جاده

                                            

    ******

    عمریه ازت شنیدم تو مال منی ..... من مال تو

    باورم شد انگاری دنیا بود و صدای تو

    دستای گرمت شفای دستای سردم شده بود

    نگاهت یه قاب تو ذهن خسته ی من بود

    تو خیالم با تو ساخته یه اشیونه

    اما تو گریزان از من بی بهونه

    لحظه های بی تو بودن شادی نداشت

    حاصل با تو بودن واسه من غم و غصه داشت

    کاش بدونی بی تو این دنیا رو نمی خوام

    یا بیا یا بدون تا ابد جز تو کسی رو نمی خوام

       

    *******

    یه زمونی واسه من خدا بودی

    از بدیها اون زمان جدا بودی

    یه زمون برای افسانه عشق

    واسه من اول و انتها بودی

    یه زمان دستهای تو پل رسیدن و می ساخت

    ذره ذره ی دلم معنی عشق و می شناخت

    یه زمون دارو ندارم تو بودی

    از تو تنها انتظارم تو بودی

    دیگه نیستی اونی که واسش میمردم یه روزی

    پشیمونم که چرا دل به تو دادم یه روزی

    تو مثه یک موج ساحل من تو رو دریا میدیدم

    تو یه کلبه محقر من تو رو دنیا میدیدم

    با نگاهی توی چشمات دنیا از چشمم می افتاد

    شاید این گناه من بود تو رو اشتباه میدیدم

    اگه اون روزی توی چشمات رقص نیرنگ و میدیدم

    اگه اوای دروغ توی حرفات میشنیدم

    شاید هرگز تو خیالم بتی از تو نمیساختم

    شاید هرگز منه ساده دلو اسون نمی با ختم

    دیگه نیستی اونی که واسش میموردم یه روزی

    پشیمونم که چرا دل به تو دادم یه روزی

                                           

               

               ******

      عجب رسمیه رسم زمونه                               قصه برگ و باد و خزونه

                قصه عشق ماهی به دریاست                        قصه عشق و خاک و بارونه

                                                                      عجب

                                                                     رسمیه

                                                                      رسم

                                                                      زمونه

                                                              

     

       

    نوشته شده توسط anjelica در Thu 10 Aug 2006 |
     
    آدما عادت دارن  از همدیگه بت بسازن راه صد ساله رو یک ساعته چار نعل بتازن وقتی که قدیمی شد بگن دیگه خسته شدن بگن این کهده شده به اون یکی دل ببازن

    ******

    .....به نام آنکه مجنون را نگهبان سرزمین لیلی کرد.....

    تو را همچون ستاره های شب یلدا دوست می دارم و تا سحرگاه

    دستانت را عاشقانه درآغوش می گیرم و برایت آواز شادی را سر

    میدهم و چشمانت را سر سبزترین گذرگاه وجودم میدانم..!

    ******

     ..................:به نام تمد ید کننده ی عشق ها:....................

    بر روی شن های ساحل نوشتم...

                  بر تنه ی سخت درختان نوشتم...

                                 در دفتر یادبود دوستان نوستم...

    آب شن ها را شست....

                          باد درختان را شکست....

                                            دفتر یادبود دوستان پاره شد....

    ولی هیچ چیز نتوانست..

                                   نام تو..

                                             یاد تو..

                                                     و عشق تو را از یاد ببرم..

    ******

    هفت شهرعشق................................ شهر اول : نگاه و دلربايي. شهر دوم : ديدار و آشنايي.شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي. شهر چهارم : بهانه،فکر،جدايي .شهر پنجم : بي وفايي...شهر ششم : دوري و بي اعتنايي...شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي....!

    ******

    گفته بودی که چرا محو تماشای منی

                                    ان چنان محو که یکدم مژه بر هم نزنم

     مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

                                     ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی...!

    ******

    عاشقی که تنها باشه ، توی دنیا نمی مونه


                                           دل عاشق رو شکستن ، شده کار این زمونه....

    ******

    زندگی دشت غم است

    شادی اش از روی عیش ماتم است

    عمر کوته آرزوهای دراز

    کارها بسیار و فرصتها کم است.....!

    ******

    من صبورم اما ..............

    به خدا دست خودم نیست اگرمی رنجم

            یا اگر شادی زیبایی تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم...........!

    من صبورم اما ..............

    چه قدر با همه عاشقیم  محزونم !

            وبه یاد همه خاطرهای گل سرخ مثل یک شبنم افتاده به غم مغمومم.!

    من صبورم اما ..............

    بی دلیل ازقفس کهنه شب می ترسم

    بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تورا از شب متروک دلم دور کند

    ...........می ترسم!

    من صبورم اما ..............

    آه............این بغض گران صبر نمی داند چیست...؟

    ******

    عشق يعني خون دل يعني جفا

    عشق يعني درد و دل يعني صفا

    عشق يعني يك شهاب و يك سراب

    عشق يعني يك سلام و يك جواب

    عشق يعني يك نگاه و يك نياز

    عشق يعني عالمي راز و نياز

    عشق يعني تا ابد فاني شدن

       عشق يعني عابد و زاهد شدن

    عشق يعني همچو ليلا خون شدن

    یا چو مجنون راهی صحرا شدن

    عشق یعنی تیشه فرهاد ها

    عشق یعنی عالم فریاد ها

    عشق یعنی زخم کوه بیستون

    عشق یعنی ناله های درد و خون

    عشق یعنی در جهان رسوا شدن

    عشق یعنی یکه و تنها شدن

    عشق یعنی التماس و انتظار

    عشق یعنی تا ابد با من بمان...!

    ******

    من ساده فکر میکردم تو همیشه با منی

                                  کاش از اول می دونستم که تو فکر رفتنی!

    ******

    جوان بودم هوای یار کردم

                  شدم عاشق چرا این کار کردم

    خودم را خسته و بیمار کردم

                   خودم روز خود را تار کردم .....!

     خدایا  چرا این کار کردم

                   غلط کردم هوای یار کردم ..... ! 

    بی تو موندن نمیشه

                          با تو تا همیشه

                                        تا که هستی بمونم

                                                           بی تو هرگز  نمیشه          

     

     

    نوشته شده توسط anjelica در Wed 9 Aug 2006 |
     
    چه قدر جالبه:۱ تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمیاره ۲ تا فریاد نزنی کسی طرفت بر نمیگرده ۳ تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه............و تا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه

    ******

    روزي پسر كوچكي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد.او از پيدا كردن سكه آن هم بدون زحمت خيلي ذوق زده شد .اين تجربه باعث شدكه او بقيه روزهاي عمرش هم با چشمهاي بازسرش را به سمت پايين بگيرد و به دنبال سكه بگردد.او در مدت زندگيش 296سكه1سنتي / 48سكه 5 سنتي/ 19سكه10سنتي/ 16سكه 25سنتي/ 2نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده پيدا كرد.يعني جمعا13دلارو 26سنت.اما در برابر بدست آوردن اين ثروت او زيبايي دل انگيز 31396طلوع خورشيد /درخشش 157رنگين كمان و منظره درختان افرا را از دست داد.او هيچگاه ابرهاي سفيدي را كه بر فراز آسمانها در حركت بودند نديد.و پرندگان در حال پرواز /درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزيي از خاطرات او نشد.
     
    ******
    زندگي رياضيات استخوبي ها را جمع كنيددعواها را كم كنيدشادي ها را ضرب كنيددردها را تقسيم كنيدنفرت ها را زير راديكال ببريدعشق را به توان برسانيد ويكتور هوگو
    ******
    سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني.
     
    ******
    روزها را ميگذرانيم تا به خوشبختي برسيم بعدها مي فهميم خوشبختي در روزها يي بود که گذشت
     
    ******
    اگه خدا بردت لبه پرتگاه نترس .چون وقتي داري مي افتي يا مي گيردت يا پرواز يادت ميده .
    ******
     
    نوشته شده توسط anjelica در Tue 8 Aug 2006 |
     
    دوست داشتن همیشه گفتن نیست  گاه سکوت است و گاه نگاه...غریبه!این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنین

    ******

    باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم

    با جون و دل یارم شوی تا عا شق زارت شوم

    من نیستم چون دیگران بازیگر بازیگران

    اول به دام آرم تورا وانگه گرفتارت شوم

    ******

    فکر میکردیم عاشقی هم بچگیست...اما حیف این تازه اول یک زندگیست...زنرگی چیزیست شبه یک حباب...عشق آبادیه زیبا در سراب...فاصله با آرزی ما چه کرد...کاش میشد در عاشقی هم توبه کرد

    نوشته شده توسط anjelica در Sun 6 Aug 2006 |
     
    بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد
    مثل يك بيت ته قافيـــــه ها خواهم مــــــــرد
    تـــــو كه رفتي همه ثانيه هـــا سايه شدنـــد
    سايه در سايه آن ثانيه ها خـــواهم مــــــرد
    شعله هــا بي تو زبـــي رنگي دريــــا گفـتند
    موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد
    گـــــم شدم در قـــدم دوري چشمان بهــــــار
    بي تو يك روز در اين فاصله ها خواهم مرد!

    ******

    عبرت چه واژه زيبا اما غريبي است !شنيدم آنان كه از گذشته خود عبرت نمي گيرند چاره اي جز تكرار آن ندارند و آنجا بود كه فهميدم چرا زندگي ما تكراري است

    *****

    بر مزار خويش نشسته ام و مي گريم بر روزهايي که بر من گذشته است به ياد مي آورم روزي را که ماندم زير باران ، تنها هم نوا شدم با ابر همراه با آذرخش سوختم و باريدم و آنروز را که يخ زدم در سايه آفتاب سوزان و... گذراندم بهار را به خزان و سپري شد تابستان به سردي زمستان آري اين چنين گذشت روزگارم به سياهي.

    ******

    با دلي تنگ به جبران گناهي كه نكردم

    گريه ها كردم و بر اتش دل اشك فشاندم

    ناگزير اشك فشان غمزه از كوي تو رفتم

    نا اميدانه ز دل اه غريبانه كشيدم

    تا به سوگ دل تنها شده مستانه بگريم

    نيم جان پيكر خود بر در ميخانه كشيدم

     

    ******

    زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

    ******

    نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي


    ******

    این عکسها متعلق به آنجلیکا(یعنی من )می باشد

    این عکس آنجلیکا (یعنی من)میباشد

     

     

    نوشته شده توسط anjelica در Sat 5 Aug 2006 |
     
    تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

    ****

    نوشته شده توسط anjelica در Fri 28 Jul 2006 |
     
     

    بدنيست اگر کمي به هم فکر کنيم
    در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم
    بد نيست اگرخانه ما سيماني است
    به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم
    هر وقت زيادمان دلي ميشکند
    بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم
    من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب
    بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم

    ******

    شنیدم میخوای بری باز منو تنها بذاری

    هرچی یاد و خاطره ست پشت دلت جا بذاری

    شنیدم گفتی نگاهش واسه چشمام عادیه

    هر چیزی حدی داره محبتاش زیادیه

    شنیدم یه مدتی می خوای ازم دوری کنی

    اینه رسمش که با این دیوونه اینجوری کنی

    شنیدم همین روزا بازم میخوای بری سفر

    بسلامت عزیزم اما همینجوری بی خبر

    شنیدم خسته شدی از بازیای سرنوشت

    نکنه اینبار دیگه بی من میخوای بری بهشت

    شنیدم گفتی که سرنوشتمون دست خداست

    اما تو خوب میدونی حسابت از همه جداست

    شنیدم گفتی باید برم سراغ زندگیم

    حرف تو یعنی بسوزم تو غم آوارگیم

    شنیدم گفتی با اینکه خیلی چیز یادم داده

    نمیدونم چی شده که از چش من افتاده

    شاید تموم این شنیدنیها شایعه ست

    از تو اما نمی پرسم گفته باشی فاجعه ست

    ******

    عشق يعني سرزمين پاك من عشق يعني لحظه بيداد من عشق يعني ليلي و مجنون شدن عشق يعني وامق و عذرا شدن عشق يعني مسجد الاقصي من عشق يعني كودك فرداي من عشق يعني كلبه دل ساختن در قمار زندگي جان باختن عشق يعني چشمهاي پر ز خون درد و غم يكجا بهم آميختن عشق يعني دردهاي بيشمار گريه كردن, سوختن, افروختن عشق يعني كعبه اسرار من عشق يعني مخزن الاسرار من

    ******

     

    نوشته شده توسط anjelica در Sat 3 Jun 2006 |